تبليغاتX
صلصال گیلان




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق تنها



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



لوگو دوستان



موزیک و سایر امکانات





دید و رفت

عمــق چشــــمان پـــــر از تنهاییـــــم را دیــد و رفت
 
ســــنگدل، بـــــر آرزوهـــای دلــــم خندیــــد و رفت
 
 
عاقبـــــــت گفتـــــــم بـــــــه او راز دل دیــــــوانه را
مـــن كه گفـــتم دوستـــش دارم، چـرا رنجـید و رفت؟
 
ماهــــی در تنــگ زنــــدانی شده، حــــــرفی بــــزن
از همــان تـــوری كه از دریــــا تو را دزدید و رفت
 
"
شـــعله ی ایـــن شمــــع آتش مــی زنـد بر جان تو"
عاقبــــت پــــروانه ای ایـــــن جمله را نشنید و رفت
 
آه! این تصویـــر در آییـــنه تكــــراری شــــــده است
باز هم اشــكی به روی گــــونــه اش لغـــزید و رفت
 
"
از چه رو بغض و غرور و قلب من با هم شكست؟"
عاشــقی دلسوختـــــه این نـــكته را پرســــید و رفت
 
ای خــــــدا! از آدمـــــــیزاد زمیـــــــــنی در گــــــذر
آن كه از باغ بهشتت سیــب سرخــــی چـــید و رفت
 
غـــرق در رویــــــای تو بــــودم كه پــــلكم بسته شد 
یـــك فرشــــته آمــــد و روی مــرا بــــوسید و رفت


[+] دل نوشته های خاطره در 11:39 | |







عشق

من پذیرفتم.............. که عشق افسانه است

 این دل درد آشنا................................ دیوانه است

می روم................. شاید فراموشت کنم

با فراموشی هم آغوشت کنم

 می روم................ از رفتن من شاد باش

 از عذاب دیدنم آزادباش

 گر چه تو.............. تنها تر از ما می روی

 آرزو دارم ولی ....................عاشق شوی

 آرزو دارم بفهمی درد را................. تلخی بر خوردهای سرد را

 


[+] دل نوشته های خاطره در 11:37 | |







سلام گلم

بذار یواش شروع كنم سلام گلم . همنفسم


آرزوهام راضی شدن دیگه بهت نمی رسم


گفتم چیا گفتی بهم؟ گفتی كه آینده داری


دنیا همش عاشقی نیست گریه داری. خنده داری


گفتم كه گفتی من باشم به لحظه هات نمی رسی


به قول دل شاید دلت گرو باشه پیش كسی


خلاصه گفتم كه چشات قصدرسیدن نداره


رویاها كاله و دسات خیال چیدن نداره


گفتم كه گفتی زندگیت غصه داره . سفر داره


هم واسه من. هم واسه تو. با هم بودن خطر داره


گفتم تو گفتی رویاها مال شبای شاعراست


شهامتو كسی داره كه شاعر مسافراست


مسافرا اون آدمان كه با حقیقت می مونن


تلخیاشو خوب می چشن . غصه هاشو خوب می دونن


گفتم فقط می خوای واست یه حس محترم باشم


عاشقیمو قایم كنم تو طالع تو كم باشم


گفتم كه گفتی ما دوتا به درد هم نمی خوریم


ولی یه جا مثل همیم. هر دو مون از غصه پریم


گفتم تو گفتی می تونیم یادی كنیم از همدیگه


اما كسی به اون یكی لیلی و مجنون نمی گه


گفتم تو گفتی سهممون از زندگی جداجداست


حرف تو رو چشم منه ..اما اینام دست خداست


هر چی كه تو گفته بودی گفتم به دل بی كم و بیش


حال خودم؟ نه راه پس مونده برام . نه راه پیش


دلم كه حرفاتو شنید . اول كه باورش نشد


ولی نه. بهتره بگم .نفهمیدش . سرش نشد


یه جوری مات و غمزده فقط به دورا خیره شد


رنگ از رخش . نه نپرید . شكست و مرد و تیره شد


بلور رویاهام ولی . چكید مثله خواب تگرگ


آرزوهام از هم پاشید . رسید ته كوچه مرگ


راستش ازم چیزی نموند . به جز همین جسم ظریف


خوب می دونی چی میكشه غریب تو خونه حریف


نگی چرا نوشته هام لطیف و عاشقونه نیست


رویاو آرزو كه هیچ . حتی دل دیونه نیست


دوستت دارم . چه توی خواب . چه توی مرگ و بیداری


فدای یه تار موهات . كه منو دوستم نداری


مواظب آدما باش . زندگی گرگه مهربون


خدای رویای منم .. هنوز بزرگه مهربون


[+] دل نوشته های خاطره در 11:32 | |







بذار دستاتو تو دستام

هنوزم در پی اونم كه میشه عاشقش باشم

مثل دریای من باشه منم چون قایقش باشم

هنوزم در پی اونم كه عمری مرحمم باشه

شریك خنده و شادی رفیق ماتمم باشه

خدایا عشق من پاكه اگر چه عشقی از خاكه

منم اون عاشق خاكی كه از عشق تو دلچاكه

میگن جوینده یابندست ولی پاهای من خستست

من حتی با همین پاها میرم تا حدی كه جا هست

هنوزم در پی اونم كه اشكامو روی گونم

با اون دستای پر مهرش كنه پاكو بگه جونم

نكن گریه منم اینجام بذاز دستاتو تو دستام

تو احساس منو میخوای منم ای وای تو رو می خوام


[+] دل نوشته های خاطره در 11:27 | |







غریبستان

 

جانا به غریبستان تا چند ز چه می مانی

 

بازا از ان غربت تا چند پریشانی

 

صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم

 

یا نامه نمی خوانی یا راه نمی دانی

 

بازا که در ان محبس قدر تو نداند کس

 

با سنگدلان منشین تو گوهر این خوانی

 

اگر خواهم غم دل با تو گویم جا نمی یابم

 

اگر جایی شود پیدا تو را تنها نمی یابم

 

اگر جایی کنم پیدا و هم تو را تنها یابم

 

ز شادی دست و پا گم می کنم خود را نمی یابم


[+] دل نوشته های خاطره در 11:26 | |







به دیدارم بیا...

به دیدارم بیا ای یار كه من در بند پائیزم


مرا همخانه كن با خویش كه با عشق تو لبریزم


از این شبهای تكراری ببر من را به بیداری


رفیق فصل دلتنگی تو از دردرم خبر داری


همیشه وقت تنهایی تو یارو یاورم هستی


تو حرف اولم بودی تو حرف آخرم هستی


به دیدارم بیا ای یارم مرا لبریز خواستن كن


اگر میل سفر داری تو با من عزم رفتن كن


منو پر كن پر از خوابی كه با تو دیدنی باشه


نگاهم را تو فهمیدی .سكوتم را تو میشنیدی


ولی افسوس و صد افسوس كه حالم را نپرسیدی


تو از حال من عاشق پریشانی و ترسانی


نگاهم را تو فهمیدی. سكوتم را تو میشنیدی


ولی افسوس و صد افسوس كه حالم را نپرسیدی


ولی این را بدان هرگز تو عشقم را نفهمیدی

 


[+] دل نوشته های خاطره در 11:24 | |







تاثیرات وضو

 

تاثیر وضو بر روی سلامتی اعضای بدن

تحقیقات یوگی ها نشان داده است كه وضو گرفتن سبب گشوده

شدن چاكراههای بدن می شود.انها اعتقاد دارند كه وضو گرفتن

 در هر یك از ساعات شبانه روز باعث سلامتی عضو خاصی در بدن

می شود :

از ساعت 3-1 صبح برای درمان بیماریهای كبد

از ساعت 5-3 صبح برای درمان بیماریهای ریه

از ساعت 7-5 صبح برای درمان بیماریهای روده بزرگ

از ساعت 9-7 صبح برای درمان بیماریهای معده

از ساعت 11-9 صبح برای درمان بیماریهای طحال

از ساعت 13-11 برای درمان بیماریهای قلب

از ساعت 15-13 برای درمان بیماریهای روده كوچك

از ساعت 17-15 برای درمان بیماریهای شانه

از ساعت 19-17 برای درمان بیماریهای كلیه وجهت تقویت حافظه

از ساعت 21-19 برای درمان بیماریهای اعضای مركزی

از ساعت 23-21 برای تنظیم سیستم حرارتی بدن

از ساعت 1-23   برای درمان بیماریهای كیسه صفرا


[+] دل نوشته های خاطره در 15:29 | |







خدا جونم

«خدا جونم!»

 گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم

گفتی: فانی قریب

     من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶)

 

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم

گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال

     هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵)

 

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!

گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم

     دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲)

 

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی

گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه

     پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) 

 

گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟    

گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده

    مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴)

 

گفتم: دیگه روی توبه ندارم

گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب

     (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) 

 

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟ 

گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا

    خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳)

 

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟

گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله

    به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) 

 

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم! ...  توبه می‌كنم

گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین

    خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲)

 

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك    

گفتی: الیس الله بكاف عبده

خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) 

 

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟

گفتی: یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و

اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی

 النور و كان بالمؤمنین رحیما

.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)

 


[+] دل نوشته های خاطره در 15:25 | |







خلوت

 

خلوتم را نشكن،  شايد اين خلوت من كوچ كند

 

 

به شب پروانه، به صداي نفس شهنامه

 

 

به طلوع آخرين افسانه و غروبي كه در آن نقش ديوانگي

 

 

يك عاشق بر سر ديواري پيدا شد.

 

 

خلوتم را نشكن

 

 

خلوتم بس دور است ز هواي دل معشوق سهند

 

 

خلوتم راه درازي ست ميان من و تو

 

 

خلوتم مرواريد است به دست صياد

 

 

خلوتم تير وكماني ست به دست سحر

 

 

خلوتم راه رسيدن به خداست

 

 

خلوتم را نشكن


[+] دل نوشته های خاطره در 16:11 | |







مال تو

شعری که جوشید از دلم اینبار باشد مال تو.

 

احساس شیرین دلی ، تبدار باشد مال تو.

 

 

 

از من بریدی بی سبب، من هم گذشتم از دلم .

 

 پاینده باشی سهم این ، ایثار باشد مال تو.

 

 

 

باشد برو بی اعتنا ، تنها رهایم کن ولی ،

قلبی که مانده پشت این ، دیوار باشد مال تو.

 

 

 

چیزی ندارم من دگر، جز یک رمق جان در بدن .

حتی همین این یک رمق، صدبار باشد مال تو.

 

 

 

جز شعر چیز دیگری ، در چنته ام پیدا نشد.

قابل ندارد این غزل ، بردار باشد مال تو.


[+] دل نوشته های خاطره در 10:30 | |







گپ خودمونی

باشه برو من هم ميرم اما بدون اوني که تو رو دوست داره هيچ

 

 وقت تو رو ترک نمي کنه

 

  

 

از خدا پرسيدم چي دوست داري ؟ گفت : سخاوت . ديوانه گفت:

 

حماقت . غم گفت: ملامت . کوه گفت: صلابت . معشوق گفت :

 

نگاهت . فداي تو که گفتي : رفاقت

 

 

وقتي نياز به عشق داري عاشق مشو بلكه زماني عاشق شو كه

 

تمام وجودت سرشار از عشق هست و مي خواي آنرا با كسي

 

تقسيم كني

 

 

سرنوشت ننوشت ، گر نوشت بد نوشت، اما باور کن سرنوشت

 

را نمی توان از سر نوشت

 

 

آن امانتي که خدا بر دوش اسمان و زمين گذاشت و از پذيرفتنش

 

 

 سر باز زدند عشق و طاعت و معرفت نيست, مسئوليت ساختن

 

 

 خويش است

 

 

هر که عاشق شد جفا بسیار می باید کشید/ بهر یک گل منت

 

صد خار می باید کشید/ من به مرگم راضیم، اما نمی آید اجل/

 

 بخت بد بین، از اجل هم ناز می باید کشید

 

 

خنده بر لب ميزنم تا کس نداند راز دل / ورنه اين دنيا که ما

 

ديديم خنديدن نداشت

 

 

دیگران را ببخش نه به این خاطرآنکه آنها لیاقت بخشش تو را

 

دارند بلکه به این خاطر که تو لیاقت داری آرامش داشته

 

 باشی

 

 

عشق کليد شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد

 

 که با هر کليدي باز شود

 

 

زندگی مثل بازی حکمه!! مهم نیست که دست خوبی نداری

 

 مهم اینه که یار خوبی داشته باشی؛ اینطوری شاید حتی

 

بتونی بازی باخته رو ببری

 

 

یک نگاه بر ابر کردم ابر باریدن گرفت ! یک نگاه بر کوه کردم کوه

 

لرزیدن گرفت ! تکیه بر دیوار کردم خاک بر فرقم نشست ! خاک بر

 

 فرقش نشیند آن که یار از من گرفت!.......

 

 

و شاید سرنوشت من چنین بود، که عشقت تا ابد با من عجین بود،

 

شبی گفتی جدایی از تو سهل است، تو می دانی حقیقت غیراز این

 

بود

 

 

مـــــرا آمــــوخـتــــي آواره باشـــم / بـه درگــاه جنــون بيچــاره

 

 باشـــم / تو خورشيدي مدار عشق با توست/ مـــرا بگـــــذار تـا

 

سيــــاره باشـــم

 

 

 

روزي که دلم پيش دلت بود گرو... دستان مرا سخت فشردي که

 

 نرو... روزي که دلت به ديگري مايل شد... کفش كج مرا راست

 

 نمودي که برو

 

 

زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل

 

 خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر

 

سختي هاست ، چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه

 

همسفريم

 

 

وقتی معلم پرسید عشق چند بخشه زود دستمو بالا گرفتم گفتم :

 

 یک بخش اما از وقتی تورو شناختم فهمیدم عشق ۳ بخشه :

 

۱. عطش دیدنه تو ۲. شوق با تو بودن ۳. و اندوه بی تو بودن

 

 

 

میگویند شیشه ها احساس ندارن اما وقتی روی شیشه بخار

 

گرفته ای نوشتم\"دوستت دارم\" ارام گریست.........

 

 

 

به اوج دل نشاندمت به رهگذار زندگی_زمانه گر خزان شود تویی

 

بهار زندگی_ به پاکی دلت قسم که دل ز تو نمی کنم_که تکیه گاه

 

 من تویی در این حصار زندگی      

 

 

 

بوسه بر عكست زنم ترسم كه قابش بشكند.........قاب عكس

 

 توست اما شيشه ي عمر من است.

 

 

 

از زندگي هر انچه لياقتش را د اريم به ما ميرسد نه انچه که

 

آرزويش را داريم

 

 

 

(شب چو دربستم و مست از مي نابش كردم ماه اگر حلقه به در

 

كوفت جوابش كردم ديدي آن ترك خطا دشمن جان بود مرا گرچه

 

 عمري به خطا دوست خطابش كردم)

 

 

 

سه چيز تو دنيا خيلي قشنگه: ۱. نگاهي كه از حادثه ي عشق

 

 تر است. ۲. لحظه شماري براي ديدنش (كه خيلي هم سخته)

 

۳. يك چيز تو دنيا هست كه خيلي ملال آوره اينكه كنارش باشي و

 

ازش خيلي دور باشي

 

 

 

دو نفر که همديگر را خيلي دوست داشتند و يک لحظه نمي توانستند

 

 از هم جدا باشند، با خواندن يک جمله معـــروف از هــم جـــدا

 

 مي شــوند تا يکديگر رو امتحان کنند و هــر کــدام در انتظار ديگــري

 

همديگر را نمي بينند. چون هر دو به صورت اتفاقي و به جمله معروف

 

 ويليام شکسپير بر مي خورند: « عشقت را رها کن، اگر خودش

 

 برگشت، مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده »

 

 

اگه يه خر تو رو بوس كنه بهتر از اينه كه يه بوس تورو خر كنه

 

 

 

یکی می پرسد : اندوه تو از چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت

 

کیست؟/برایش صادقانه می نویسم: برای آنکه باید باشد و نیست

 

 


[+] دل نوشته های خاطره در 15:17 | |







شبگرد

من آن نقاش شبگردم


که می گردم 

 
دل شب را پی رنگ حقیقت


پی رنگی که آتش می زند بر کین و نفرت


و خاکستر کند آن ساز خوش خال


که هر دم، در ضمیر نسل آدم


می نوازد واژه های ترس و غفلت.


آری آن شبگرد بی پروا منم


که گاهی قصه هایی تلخ می گویم


برای خواب آن کودک

 
و شاید غصه های ساکت بابا


ز باغ سبز فردا ها، ز راز آبی دریا


خیال سرخ یک ماهی میان حوض تنهایی


اگر یاری کند عاشق ترین عاشق


بپاشم رنگ یکرنگی به بوم قلبهای پاک


بسازم کلبه ای از حس یک مادر


نشانم دانه امید را در هر خاک

 

کاش اگر روید گل شبنم به روی چشم یک تشنه


ببارد بر زمین شعر من آسمانی آب.


[+] دل نوشته های خاطره در 14:18 | |







اشتباه

 

اشتباهی که همه عمر پشیمانم از آن

 

اعتمادی است که بر مردم دنیا کردم

 

پیش از این مردم دنیا دلشان درد نداشت ..... ؟!

 

خودمانیم ... !!!

 

زمین این همه نامرد نداشت!

 

وقتی نیستی

 

هر چی غصه است تو صدامه

 

وقتی نیستی

 

هر چی اشکه تو چشامه

 

از وقتی رفتی دارم هر ثانیه از غصه ی رفتنت میسوزم

 

!!!


[+] دل نوشته های خاطره در 13:35 | |







درد دل

سلام بهانه من برای زندگی

 

دلت تنگ است ... می دانم !!

 

قلبت شکسته است ..... می دانم !!

 

دوری برایت سخت است ...... می دانم !

 

اما برای چند لحظه ای ارام بگیر ..... تا برایت بگویم...

 

بگویم از دنیایی که به هیچ کس وفا نمی کند....

 

و مردمی که به جز خودشان هیچ کس را نمی بینند..!

 

بگویم از انچه که در این مدت بر من گذشت.....

 

اما گریه نکن ....که حال و هوای تو مرا بارانی تر می کند...

 

گریه نکن که چشمهای من نیز به گریه خواهند افتاد...

 

بیا و درد دلت را به من بگو...

 

و مطمئن باش که قول می دهم ارامت کنم...!

 

با گریه خودت را ارام نکن....

 

گریه نکن که اشکهایت مرا نا ارامتر می کند..

 

گریه تو مرا به دلتنگی های دیرینه ام می کشاند....

 

گریه نکن چون منهم مانند تو اشفته می شوم..

 

می دانی که دوست ندارم ان چشمهای زیبایت رو خیس اشک ببینم ..

 

ای عزیزم ...

 

ای زندگی ام ....